سلامت روان
بيان راهکارهايي جهت ارتقاء سلامت روان 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

 

سلامتی بدون سلامت روان وجود ندارد(1).

 

 مقدمه      

   - تعریف  : پیشرفت صنعت و تکنولوژی ، قدرت و ثروت را افزایش داده ولی امکان زندگی با آرامش وصلح و اطمینان را از انسان سلب کرده است. در حقیقت کیفیت فدای کمیت شده و اعتدال و تناسب کنار رفته و بیماری های عصبی-روانی و روان تنی جانشین آن شده است(1) .بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت       (who) در سال 2010در دنیا بیش از 450میلیون نفر از مردم از یک اختلال روحی روانی رنج می برند، هر ساله حدود 20%از بزرگسالان یک مشکل بهداشت روانی را تجربه می کنند ، نزدیک بهیک میلیون نفر مرتکب خودکشی می شوند و از هر 4 خانواده یک خانواده عضوی با اختلالات روانی دارند(2).سلامت روان برای مدت های زیادی در پشت پرده ای از انگ و تبعیض پنهان شده و اکنون پیشرفت علم بشر بستری برای بیان سلامت روان و پرداختن به آن را فراهم نموده است .از طرفی می دانیم که برای همه ی افراد سلامت روحی،جسمی و اجتماعی برای ساخت مسیر زندگی حیاتی است  (1).همچنین ارتقاء آن در تمام دوران های زندگی لازم است.اما در برخی از دورانها نظیر بلوغ،نوجوانی، پس از زایمان،بارداری،دوران تحصیل و ... ممکن است پرداختن به آن مهمتر باشد.جهت افزایش اطلاعات در زمینه سلامت روان و با توجه به عدم دسترسی به وبلاگ آموزشی فارسی زبان که بتواند اطلاعات مفیدی را در این زمینه در اختیار کاربران اینترنت قرار دهد من بر آن شدم که وبلاگی را در خصوص سلامت روان تهیه نماییم.در واقع هدف من از این وبلاگ انتقال یافته های مطالعات دیگر به افراد غیر متخصص در این زمینه است.باشد که مؤثر بوده و شاهد ارتقاء سطح سلامت روانی افراد جامعه باشیم.

در ابتدای امر بهتر است با برخی از تعاریف از جمله تعریف بهداشت روان و سلامت روان آشنا شویم. سنجش سلامت روانی به شکل کمی امکانپذیر نمی باشد و گاهی تشخیص افراد سالم و بیمار شاید از لحاظ ظاهر امکانپذیر نباشد.برخی افراد گاهی حتی با قرار گرفتن در جمع بعضی از این ویژگی ها را پنهان می نمایندسازمان جهانی بهداشت ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، سلامت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست." انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."

 سازمان جهانی بهداشت(who) سلامت روانی را اینگونه تعریف نموده است: قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران،تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور عادلانه،منطقی و مناسب. دانستن ویژگی های افراد سالم و و افرادی که دارای اختلالات روانی هستند جهت تشخیص کمک کننده است. معمولاْ افرادی که از نظر روانی سالم هستند دارای ویژگی های زیر می باشند:(4و1،3)

- نسبت به خود آرامش دارند و احساس امنیت می کنند.

- توانایی های خود را در حد واقعی ارزیابی می کنند،نه بیشتر و نه کمتر.

- به خود احترام می گذارند و کمبودهای خود را می پذیرند.

- به حقوق دیگران احترام می گذارند.

- می توانند به دیگران علاقه مند شوند و آن ها را دوست بدارند.

- می توانند احترام و دوستی دیگران را جلب کنند.

- می توانند نیازهای خود را برآورده سازند و برای دشواری هایی که در زندگی آنها پیش می آید راه حلی پیدا کنند.آنها قادرند خود بیندیشند و تصمیم بگیرند.

- قادرند مسئولیت روزمره خود را با برگزیدن اهداف معقول پیش ببرند.

- تحت تأثیر عواطف،ترس،خشم،عشق یا گناه خود به طوری قرار نمی گیرند که زندگیشان پریشان شود.

- انعطاف پذیرهستند.

همانگونه که افرادی که از نظر روانی سالم هستند , دارای یکسری ویژگی می باشند , برای تشخیص و پی بردن به ضعف روانی در یک شخص نیز نشانه هایی وجود دارد که فهرست وار در زیر آورده شده اند(4)

- احساس نگرانی دائم

- ناشادمانی دائمی به علل ناموجه

- از دست دادن آسان تعادل روانی در بیشتر اوقات

- بی خوابی مکرر

- افسردگی و سرخوشی متناوب به صورت ناتوان کننده

- آشفتگی زندگی

- احساس بی علاقگی و تنفر دائمی نسبت به مردم

- عدم تحمل دائمی فرزندان

- همواره خشمگین بودن و بعد دچار پشیمانی شدن

- ترس دائمی بی جهت

- دائماً حق را به جانب خود دادن و دیگران را ناحق شمردن.

- احساس درد و شکایت های بدنی به صورت بیشمار به طوری که علتی برای آن پیدا نمی شود.

 


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:37 ] [ منصوره مرادي ]

منابع:

1)  World Health Organization Investing inMENTAL HEALTH/ Department of Mental Health and Substance Dependence, Noncommunicable Diseases and Mental Health Gene. 2003-2008, available online at : www.who.int/mental_health/en/investing_in_mnh_final.pdf

2) www.mentalhealth.asn.au/wellbeingdocs/

3) L, Holmes, What Is Mental Health?  March, 2010,available online at:

 http://mentalhealth.about.com/cs/stressmanagement/a/whatismental.htmlhd

4) H, Herrman,S, Saxena,R, Moodie,promoting mental health, A Report of theWorld Health Organization,Department of Mental Health and Substance Abusein collaboration with the Victorian Health Promotion Foundationand The University of Melbourne,2005 Accesable at www.who.int/entity/mental_health/evidence/MH_Promotion_Book.pdf

 

5) who,facts sheet,Intimate partner violence,2005,available online at:http://www.who.int/violence_injury_prevention/violence/world_report/factsheets/en/ipvfacts.pdf

 

6) B J van,D Bergh, A Gatherer, A Fraserb & L Mollera,Imprisonment and women’s health: concerns about gender sensitivity, human rights and public health

7)http://www.helpguide.org/life/humor_laughter_health.htm

8)www.cdc.com

9) R. Morgan GriffinGive Your Body a Boost -- With Laughter Why, for some, laughter is the best medicine/2005// available online at http://women.webmd.com/guide/give-your-body-boost-with-laughter

10)کریس ال کلینکه،مترجم شهرام محمد خانی،مهارت های زندگی،چاپ چهارم،زمستان 1382

11) World Health Organization, Series of briefings on violence prevention /Violence prevention/Preventing violence by developing life skills in children

and adolescents./2010/available online at http://www.who.int/violence_injury_prevention/violence

12) Withdrawal management and treatment of drug dependence in closed settings. available online at http://www.wpro.who.int/

 

13) www.vikipedia.org

 

14)Appreciate the little things in life, Mental Health Association NSW Inc,2009,available online at http://www.mentalhealth.asn.au/wellbeingdocs/Appreciate-Factsheet-2009-vsn2.pdf

15)http://everydaytipsandthoughts.com/appreciate-the-small-things-in-life/

 

16) M Cinnirella* and K Miriam Loewentha,Religious and ethnic group in uences on beliefs about mental illness:Royal Holloway, University of London, UK. 1999 ,available online at www.brown.uk.com/stigma/cinnirella.pdf

 

 

17) دکتر نوربالا و همکاران، /سیمای سلامت روان در جمهوری اسلامی ایران، سال 1380

18) دکتر بهروز میلانی فر ، کتاب بهداشت روانی، ،،نشرقومس،تهران سال1370،

19) Joseph A. Durlak and Anne M, WellsPrimary Prevention Mental Health Programs

for Children and Adolescents:A Meta-Analytic Review1Loyola University Chicago

)20) کتابچه مراقبت های بهداشتی اولیه پشتوانه ارتقای سلامت روان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی به مناسبت هفته بهداشت روان-

21) Dr Craig Hassed, Managing stress mindfully,  New England Journal of Medicine,Monash University,2005

22)http://www.webmd.com/balance/diet-exercise-stress-10/slideshow-stres)

23) Stress at the workplace,Some simple questions and answers available at http://www.who.int/occupational_health/topics/stressatwp/en/

24) )http://health.yahoo.net/news

25) c.anderson douglas,agentia,k.Buckiey, parental-internet-control-softwar,2011 available online at www.winmentalhealth.com/.

26) c.anderson douglas,agentia,k.Buckiey Video Games, Television and Media Violenc, ,2011 www.winmentalhealth.com /

27) c.anderson douglas,agentia,k.Buckiey, television_children_and_tv_violence/,2011 available online at http://www.winmentalhealth.com/.

28)جعفر بوالهری،بهداشت روان برای کاردان های بهداشتی،چاپ دوم،بهار 1374

29)کاپلان،ترجمه دکتر محسن ارجمند،درسنامه روانپزشکی بالینی،ویرایش 4،  2005

30)promotion mental health,strategy and action plan2003-2008

31) M Kermode, H Herrman, R Arole, J White, R Premkumar and V Pate

state government Victoria.department of health, Empowerment of women and mental health promotion:

32)Exercise Physiologyonline, international electronic journal for exercise physiologists ISSN 1099-5862 Vol 4 No 4 April 2001

33) http://www.tru.ca/wellness/spiritual.html

34)who, the fact Gender and woman’s mental health,Gender disparities and mental health.,2012,available online at :www.who.intlmentalhealth/prevention/genderwomen/en

35) B Saraceno, Prevention of Mental Disorders

Department of Mental Health and Substance Abuse ,2004available online at http://www.who.int/mental_health/evidence/en/prevention_of_mental_disorders_sr.pdf

 

36) A, F jorm,A,E korten,P,A jacomb,H Christensen,B Rodgers and P Pollitt Mental ealth literacy.the medical journal of Australia..agust 1997

37) ,b  Murphy,the mind guide to housing and mental health,20

11,available online at:www.mind.org.uk/healp/social-factors/housing-and mental health

37) who/What are the early signs of mental disorders?27 April 2006 available online at: http://www.who.int/features/qa/38/en/

38)Guideline to reduce health risks from drinking alchohol,national health and medical research council’s/2009 /available online at:www.nhmrc.gov.ac/your-healthy/alchohol-guidelines

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 13:5 ] [ منصوره مرادي ]

راههای حفظ و ارتقاء سلامت روانی:

حال که با عوامل فردی و محیطی مؤثر بر سلامت روان در قسمت های قبل آشنا شدیم در ادامه بهتر است بدانیم که چگونه می توان دربرخی از عوامل قابل تغییر آن دگرگونی ایجاد نمود و بدین ترتیب سلامت روان خود و اطرافیان را ارتقا داد.بکارگیری توصیه های زیر در این امرکمک کننده است.

به طور کلی جهت ارتقای سلامت روان خود این نکات را به خاطر داشته باشید:. (30،31)

·        فعالیت های مربوط به جسم خود:

-         نفس عمیق بکشید:جالب است بدانید که نفس عمیق و آرام می‌تواند خیلی سریع انرژی شما را افزایش دهد. توصیه ما به شما این است که تا 4 بشمارید و آرام و عمیق نفس بکشید بعد مجددا استراحت کنید دوباره تا 4 بشمارید و عمیق نفس بکشید بعد تا 6 بشمارید و نفستان را آرام بیرون بدهید. این کار را 4 مرتبه تکرار کنید. این کار ساده سبب آرامش شما و بازگشت انرژی غیرقابل تصوری به شما می‌شود. (30،31)

- ورزش کنید:هنگامی که احساس خستگی می‌کنید ورزش بدون حتم آخرین گزینه‌ای است که شاید به ذهنتان خطور کند این در حالی است که به گفته متخصصان ورزش بهترین راه‌حل برای شارژ مجدد باتری‌هاست. حتی 10 دقیقه پیاده‌روی ساده می‌تواند سبب افزایش جریان خون در تمامی نقاط بدن و بازگشت انرژی به بدن شما باشد(5،32)

-  آب بنوشید:معمولا موقتی افراد خسته‌اند قهوه یا چای می‌نوشند. گرچه خوردن این نوع نوشیدنی‌ها خوب است اما بهترین نوشیدنی آرامش‌بخش و رفع‌کننده خستگی آب است. (5،32)

 - با پزشک صحبت کنید:اگر به اندازه کافی استراحت می‌کنید و با این حال خسته‌اید بهتر است با پزشکتان مشورت کنید. برخی از بیماری‌ها نظیر کم‌خونی یا مشکلات تیروییدی می‌تواند سبب ایجاد احساس خستگی در فرد شوند. یک آزمایش ساده خون می‌تواند این مشکلات را روشن کرده و پزشک با تجویز قرص آهن یا داروهای مربوط به تیرویید خستگی شما را درمان کند. (5،32)

 - اگر همه روزه مجبورید کار کنید، چند دقیقه‌ای هم به خود استراحت دهید و به کمک مدیتیشن انرژی و آرامش از دست رفته را به بدن بازگردانید. 5 دقیقه در روز را به مدیتیشن اختصاص دهید. روی زمین دراز بکشید، ساق پا و پاها را بالاتر از بدن روی یک صندلی بگذارید و دست‌ها را در دو طرف بدن دراز کنید و سرتان را روی بالش بگذارید. بعد روی اعضای مختلف بدنتان تمرکز کرده و خستگی را از آنها خارج کنید. (5،32)

-         -خوب بخوابید. هر روز در یک زمان منظم به رخت خواب بروید و عادات مناسب برای خواب بهتر را تمرین کنید.. ساعاتی از روز را در هیچ زمینه ای تمرکز نکنید تا ذهن و جسمتان بازیابی گردد. مثلا حواستان را پرت کنید. یا حرکت ابرها را تماشا نمایید. خیلی خوب است اگر در دفترچه یادداشت روزانه تان بنویسید: هیچ کاری نکن.

·        فعالیت های مربوط به وضعیت روحی و روانیتان

-         بر هیجانات خود مسلط باشید،

-         از ضعف های خود آگاه باشید،

-         در مقابل محیط انسانی و مادی خود احساس مسئولیت کنید و مسئولیت ها را بپذییرید

-         در توسعه امکانات و علائق خود ذوق نشان دهید

-         سعی کنید توانایی اخذ تصمیم های شخصی را به دست آورید

-         به خود اعتماد داشته باشید و مشکلات را پدیده ای مقطعی انگارید که حل شدنی است تا خدشه ای به روحیه شما وارد نشود.

-         هدفمند باشید یعنی واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی باشید و از این رو تمامی نیرو و خلاقیتتان را در جهت دستیابی به این اهداف هدایت کنید

-         برای خود فردیت و یگانگی قائل باشید.

-         زمانی را برای فعالیت ها، سرگرمی ها و کارهایی که از آنها لذت می برید در نظر بگیرید. وقتی انگیزه اش در شما رخ می دهد، خود را خلاق جلوه دهید و آن انگیزه را سرکوب نکنید. جدول حل کنید، برای پیاده روی به پارک محله بروید، مطالعه کنید، خیاطی کنید(روتختی بدوزید)، با فرزندانتان نقاشی بکشید، با حیوانات خانگی تان بازی کنید.- یا هرکاری که به ذهنتان میرسد انجام دهید.

-         طبق علایق خود عمل کرده و دیگران را هم در آنها سهیم کنید: در یک گروه یا کلوپ از افرادی که علایق و سلایق مشترک دارند عضو شوید. وقتی شما عضو این چنین گروهی هستید، در شما تعلق خاطری ایجاد میشود که برای سلامت روانتان مفید است. در یک کلوپ ورزشی، یک گروه موسیقی، یک گروه پیاده روی شبانگاهی، یک کلاس رقص، یک گروه تئاتر یا کر، یک کلوپ ماشین سواری یا کتاب خوانی عضو شوید.

-         مهارت های جدید یاد بگیرید. مثل یادگیری آشپزی براساس دستورالعمل جدید. مادامیکه در کوشش برای دستیابی به اهدافی هستید  احساس خوبی از پیشرفت و موفقیت به شما میدهد و شایستگی ذهنتان را ارتقا می بخشد.

-         روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید :موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد(5،32)

- خودتان را اصلاح كنید.نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دلتان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش نشان بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه

-         انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده ی خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد؛ نزدیک به 50 درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلفی، خجالتی هستند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید(5،32)

-        
- برای حفظ سلامت روان و دوری جستن از تنش ها و پرهیز از تنش آفرینی از زشتی ها و زیبایی های درون آگاهی داشته باشید (5،32)

-         - ایمان، معتقدات مذهبی و دستورات دینی و مراسم و ایین نامه های مذهبی همه عواملی هستند که می توانند در امر درمان و پیشگیری اختلالات روانی و همچنین برای ارتقاء سلامت روان به کار برده شود (33)

·        فعالیت های محیطی و اجتماعی:

-         در اجتماع مشارکت داشته باشید:داوطلبانه زمانتان را برای موضوعی که بدان اهمیت میدهید صرف کنید. مانند کمک به همسایه، شرکت در درختکاری، یا انجام کاری خوب برای یک دوست. راههای خوب زیادی برای مشارکت وجود دارد که میتواند به شما در داشتن احساسی خوب درباره خود و جهان اصرافتان کمک کند.تلاش برای پیشرفت زندگی دیگران مطمئنا تلاشی خواهد بود برای ارتقاء زندگی خودتان.

-         کمک بگیرید:این مورد به سادگیِ تقاضا از یک دوست جهت نگهداری از فرزندتان است مادامیکه شما بیرون از خانه مشغول انجام کاری هستید یا با دکترتان در مورد یافتن یک مشاور یا خدمات سلامت روان اجتماعی صحبت می کنید. زندگی هر شخصی فراز و نشیبهایی دارد که افراد پیرامون میتوانند برای گذر از آنها به شما کمک کنند. اگر نتوانستید کمکی بدست بیاورید، مکث کرده و دوباره به تقاضای کمک ادامه دهید تا آن را بدست آورید.

     -ارتباط مؤثر برقرار کنید: معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد. (5،32)

-         از شکست های تان  فوراًمايوس نشويد  فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش های شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد(5،32)

-          همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ:داشتن اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید. (5،32)   

·        زمان:

-         به هم اکنون و همین حالا توجه کنید:یک لحظه( زمانی را) هر روز برای توجه به احساسات اختصاص دهید. به طور ساده، در زمان حال باشید.

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:50 ] [ منصوره مرادي ]

پیشگیری از مشکلات روحی روانی در کودکان

خانواده نقش اساسی در پیشگیری از مشکلات روحی روانی كودكان دارد.برخلاف نیازهای جسمی، نیازهای روحی و احساسی كودك ممكن است مشخص نباشد و به همین دلیل نادیده گرفته می شود اما این نیازها به اندازه نیازهای جسمی و حتی شاید بیشتر مهم باشند(19).تأمین بهداشت روانی در دوره های حساس زندگی توسط اعضای خانواده در میزان سلامت روان در دیگر دوران های زندگی مؤثر است به عنوان مثال کودک آزاری و بیماری های روانی پدرو مادر در طی دوران کودکی و اوایل کودکی می تواند منجر به افسردگی و اضطراب در دوران های بعدی زندگی گردد در صورتی که پشتیبانی خانواده می تواند خطرات مذکور را کاهش دهد.همچنین رفتار پرخطر مادر در دوران بارداری، عدم تفاهم همسران،مشکلات مربوط به مصرف الکل در پدر و مادر می تواند منجر به افزایش مشکلات روانی کودکان گردد(38) برآورده شدن نیازهای روحی كودك و در یك كلام سلامت روانی آنها باعث می‌شود بچه‌ها خوب تفكر كنند ، پیشرفت اجتماعی داشته،مهارت‌های جدید را به خوبی بیاموزند و از سلامت جسمی بهتری نیز برخوردار شوند(19)همچنین داشتن دوستانی خوب و استفاده از كلمات تشویق آمیز از جانب بزرگسالان در افزایش اعتماد‌به‌نفس و ایجاد عزت نفس کودکان مهم بوده و نگرش آنها را نسبت به زندگی بهبود می‌بخشد.بازیها، اطرافیان،تشویق کنندگان،رسانه ها،معلمین و.. بر روی سلامت روان کودکان مؤثر هستند(19)
عمل کردن به توصیه های زیر جهت بهبود این روابط کمک کننده است:

صداقت با کودکان، پرهیز از توهین و سرزنش و تنبیه بدنی (20) ایجاد رابطه دلبستگی با کودک به طوری که کودک والدین را منبع امنیت و راحتی بداند. هشیار بودن نسبت به ایمنی و محافظت از کودک در برابر خطرات(نه بیش از اندازه حمایت کننده ونه بی توجه ) پاسخ مناسب در برابر تلاش های کودک به منظور افزایش یا کاهش تحرک، بازی با کودک برای مدت زمانی (19) دادن امکان انتخاب به فرزندان ،ثابت قدم بودن در برابر کودک :ثابت قدم بودن به این معناست که وقتی به بچه‏ چیزی می‏گویید، طبق آن عمل کنید. اگر به بچه‏ها می‏گویید تا وقتی که تکالیف‏شان تمام نشود نمی‏توانند تلویزیون تماشا کنند، طبق آن عمل کنید. معنی دیگر آن یعنی قابل اعتماد بودن. اگر احساس می کنید تنبیهی را نمی توانید انجام دهید اخطار دادنش کار اشتباهی است. این کار به بچه‏ها این پیام را می‏دهد که شما به اندازه کافی به آنها توجه ندارید تا طبق آنچه گفته‏اید، عمل کنید. اگر به بچه‏ها قول می‏دهید چنانچه اتاق‏هایشان را تمیز کنند آنها را بیرون می‏برید تا بستنی بخورند و بعد به قول خود عمل نمی‏کنید، روش تربیت شما ضعیف است. اما ثابت بودن به معنای خشک بودن نیست. به طور مثال، اگر کودکی اتاقش را تمیز کرد اما فراموش می‏کند سبد آشغال را خالی کند، همچنان شایسته بستنی است. می‏توانید به کودک بگویید: «دفعه بعد فراموش نکن که سبد آشغال را خالی کنی
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:40 ] [ منصوره مرادي ]

 مشکلات و بیماری های شایع روحی روانی:

متأسفانه در دنیای صنعتی امروز بیماری های روحی روانی به طور فزاینده ای در حال افزایش است.اختلال های روانی با ایجاد هزینه های مستقیم(بار مالی جهت اقدامات تشخیصی و درمانی،بازتوانی و پیشگیری)و هزینه های غیر مستقیم(کاهش توان فردی،کاهش نیروی فعال جامعه،بار خانوادگی و...)اثرات زیانباری بر جامعه می گذارند.متأسفانه مردم بیماری های روانی و عصبی را نسبت به سایر بیماری ها کمتر می شناسند و به همین دلیل در بسیاری از موارد به هنگام برخورد با این گونه بیماران متوجه بیماری آنها نمی شوند،با آنها برخورد ناشایست می کنند و حتی ممکن است به سرزنش یا نصیحت پرداخته و یا بیماران را به دعانویس و گیاه درمان های سنتی معرفی می نمایند.از این رو شناسایی علل و علائم بیماری های روانی می تواند خط بطلانی بر این اندیشه ها باشد. (28)از طرفی هریک از ما یا یکی از اطرافیان و خانواده ما در طول زمان زندگی خود ممکن است یکی از علائم بیماری های روحی روانی را تجربه نماییم آشنایی با این علائم و دانستن راهکارهای ارائه شده در قسمت های ذیل ممکن است در کاهش آسیب های ناشی از این بیماری ها و بهبودی مؤثر باشد.

علل اختلالات روانی شامل موارد زیر است:

 تغییرات بیوشیمیایی در سطح سلول های عصبی {مثلاً در افسردگی میزان نوراپی نفرین کاهش می یابد}(29)یا به دلیل ضایعات مغزی ناشی از عفونت،ضربه،نرسیدن خون،خونریزی،تومور،مصرف طولانی الکل،صرع درمان نشده و...،علل ارثی، فضای خانوادگی، تجارب دوران کودکی،فضای خانوادگی،عوامل اجتماعی،عوامل شناختی،عوامل تغذیه ای نظیر تأثیر کمبود ید در عقب ماندگی ذهنی و جسمی و اختلال در توانایی یادگیری،کشمکش ها و فشارهای مختلف از دیگر عوامل مؤثر بر اختلالات روحی روانی هستند که در ادامه در این خصوص بیشتر صحبت خواهد شد(28)


نشانه های اولیه از اختلالات روانی:(37)

اختلالات روانی علائمی دارند که افراد مبتلا و یا کسانی که به آنها نزدیک هستند متوجه می شوند که ممکن است شامل موارد زیر باشد:
     علائم فیزیکی (به عنوان مثال درد و اختلال خواب)
    علائم عاطفی (به عنوان مثال احساس غم، ترس و یا اضطراب)
    نشانه های شناختی (مانند اشکال در فکر کردن ، اختلال در حافظه)
    علائم رفتاری (به عنوان مثال  ناتوانی در انجام وظایف معمول روزانه، استفاده بیش از حد از موادمخدر یا داروهای روانگردان)
    علائم ادراکی (به عنوان مثال دیدن یا شنیدن چیزهایی که دیگران احساس نمی کنند).

علائم اولیه از یک اختلال تا اختلال دیگر متفاوت است. افرادی که تجربه یک یا بیشتر از یک مورد علائم ذکر شده در بالا را دارند در صورتی که به شکل ناراحتی قابل توجهی است و یا با وظایف زندگی روز به روز تداخل دارد باید برای جستجوی کمک از پرسنل حرفه ای تشویق شوند. (37)

نمونه هایی از اختلالات روانی شامل افسردگی، سوء مصرف مواد، اسکیزوفرنی، عقب ماندگی ذهنی، اوتیسم دوران کودکی، و زوال عقل است که می توانند در مردان و زنان در هر سنی و در همه نژادها و گروههای قومی رخ دهند. اگر چه علل بسیاری از اختلالات روانی به طور کامل درک نشده است اما می توان آنها را به ترکیبی از عوامل زیستی، روانی و اجتماعی مانند حوادث استرس زا، یک پیش زمینه دشوار خانوادگی، بیماری های مغزی، ارث و یا ژن ها، و مشکلات پزشکی مربوط دانست. به هر حال در اغلب موارد، اختلالات روانی می تواند به راحتی تشخیص داده و به طور موثر درمان شود. (37)

 از آنجایی که پرداختن به همهء اختلالات روانی در این وبلاگ امکانپذیر نمی باشد به برخی از آنها اشاره شده است

۱- افسردگی: افسردگی بیماری بسیار شایع عصر ماست. بر طبق آخرین گزارش سازمان جهانی بهداشت تخمین زده شده است که در سراسر جهان بیش از 150میلیون نفر از افسردگی رنج می برند.و در تمامی جهان روندی فزاینده دارد. این در حالی است كه حدود نیمی از مبتلایان به افسردگی یا از بیماری خود بی خبرند یا بیماری آنها چیزی دیگر تشخیص داده شده است.

افسردگی یك بیماری اختصاصی نیست بلكه در تمامی سنین و همه نژادها، هم در زنان و هم در مردان ظاهر می شود. افسردگی بیماری ساده ای نیست بلكه انواع گوناگون دارد به طوری كه در بعضی افراد به صورت هایی ظاهر می شود كه ما عموماً آنها را افسردگی نمی شناسیم.(13).غم و خلق افسرده احساسي شايع و طبيعي است كه براي هر كسي گاهي پيش مي آيد اما در طولانی مدت بد و آسیب رسان است.افسردگی به دلیل کاهش نوراپی نفرین در مغز اتفاق می افتد.(29)معمولاً علائم افسردگی در سه حالت احساس، رفتار و جسم است.آشنایی با این علائم در شناسایی و سپس رفع آنها مؤثر است.

علائم احساسی افسردگی :(4)

•          غمگيني

•          اضطراب، نگراني و دلواپسي

•          احساس گناه (وقتي كاري خوب پيش نمي رود، فرد افسرده احساس مي‌كند كه كوتاهي كرده و    مقصر است).

•          خشم و عصبانيت

•          نوسان خلق (وضعيت روحي و حال فرد افسرده بدون دليل خاص يا با كمترين دليل تغيير مي‌كند و گاهي خوب و گاهي بد است).

•          احساس در ماندگي(اعتقاد به اين‌كه هيچ‌كاري از دستش بر نمي‌آيد و هيچ‌كس نمي‌تواند به او كمك كند).

•          احساس نااميدي (اوضاع هميشه همينطور خواهد ماند يا بدتر خواهد شد. آينده تاريك است و اميدي به آينده نيست).

•          احساس بي‌تفاوتي (بي‌تفاوتي نسبت به نزديكان و كساني كه فرد آن‌ها را دوست دارد).

•         افزايش يا كاهش خواب

 

علائم جسمانی افسردگی (4):

•          افزايش يا كاهش اشتها

•          افزايش يا كاهش وزن

•          يبوست

•          تغيير درعادت ماهيانه در خانم‌ها

•         كاهش تدريجي تمايل جنسي

 

            علائم ر فتاری افسردگی (4)

•         گريه كردن بدون دليل خاص يا با كمترين دليل

•          كناره گيري از ديگران و انزوا

•          زود از كوره در رفتن و عصباني شدن

•          نداشتن انگيزه

•          عدم توجه به آراستگي و وضعيت ظاهري

•          لذت نبردن از آنچه كه قبلاً مورد علاقه او بوده است

•          مصرف بي رويه دارو

•          مشكل در كار، تحصيل، خانه داري و زندگي روزمره

•         خستگي، نداشتن توان و انرژي

 

عوامل مؤثر در پیشگیری و کاهش میزان افسردگی:

   1) برقراری ارتباط اجتماعی مؤثر:کناره گیری نکردن از ارتباطات اجتماعی با افراد خانواده ، دوستان و آشنایان خود ، درددل کردن در مورد نگرانیها و احساسات خود با افراد مورد اعتماد در میان خانواده و دوستان و ابراز نمودن ترسها و افکار خود در پیشگیری از افسردگی بسیار مؤثر است (27).              

2)انجام فعالیت های روزمره فردی و مشارکت در فعالیت های شغلی و اجتماعی(27)

3)انجام فعالیت های هنری نظیر موسیقی خطاطی ، شعر، صنایع دستی و نقاشی و... (27)

4)تعالیم مذهبی : تقویت ارتباط خود با خداوند از طریق عبادت کردن، استعانت از تعالیم مذهبی و معنا بخشیدن به زندگی با مطالعه متون مذهبی و عرفانی .باید بدانیم که خداوند ما را دوست دارد و تحت هر شرایطی حامی و پشتیبان ما است و ما را در مشکلات تنها نخواهد گذاشت(27) .

 5)یادگیری مهارت های زندگی(27)

6)داشتن امید به نیروهای خود ، پشتیبانی خداوند و کمکهای اطرافیان(27)

7)روحیه مبارزه ضعف نشان ندادن در برابر مشکلات(27).

8)پرداختن به فعالیتهای تفریحی و سرگرمی نظیر رفتن به مسافرت، پارک ، سینما ، موزه ، کنسرت ، رستوران و فروشگاه، مطالعه کتاب های مورد علاقه گوش کردن به موسیقی و دیدن کردن از مناظر طبیعی و فرح بخش (27)

9)شوخ طبعی و نشاط: برخورداری از شوخ طبعی ، بذله گویی و نشاط از راهکارهای بسیار مؤثر برای پیشگیری و مقابله با اختلالات روانی است . خنده ، بازی و شوخی موجب می شود که افراد بتوانند مشکلات را فراموش کنند و روحیه شادابی را در خود به وجود بیاورد(27) .

 11) تغییر شیوه زندگی(27)

12) دوست داشتن خود: احساس ارزشمندی و پذیرفتن خود همانگونه که هست(27)

 14)توجه به وضعیت ظاهری خود نظیر زیبائی چهره، آراستگی لباس،آراستگی موها ، مرتب و تمیز بودن لباس ها و زیبایی چهره از طرفی بر نشاط و روحیه بودن در افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس مؤثر است.این عوامل  موجب می شود بر دیگران نیز تأثیر مثبتی بگذارد و فرد از جانب دیگران بیشتر مورد پذیرش و توجه قرار گیرد(27) .

15) فکر مثبت:داشتن دیدگاه مثبت نسبت به خود و دیگران (27)ا.

    ۲- اضطراب: اختلالات اضطرابی مانند افسردگی،یکی از  شایع ترین اختلالات روانی ست که شامل طیف گسترده ای از اختلالات مختلف است که شامل اختلالات اضطراب، ترس و اختلال استرس پس از ضربه های اجتماعی اند.(35 )اضطراب حالتی است که با احساس وحشت مشخص می شودو با علائم جسمی مثل تپش قلب و تعریق مشخص می شودکه بیانگر افزایش فعالیت دستگاه عصبی خودمختار می باشد.در جریان ابتلا سطح سروتونین و گاماآمینوبوتریک اسید در خون کاهش و سطح ترشح کاتکولامینها افزایش می یابد.همچنین اضطراب بر عملکرد شناخنی اثر گذاشته و موجب تحریف های ادراکی می شود(29).

نمونه هایی از جمعیت های در معرض خطر عبارتند از کودکان از پدر و مادر مضطرب، قربانیان کودک آزاری، تصادفات،خشونت
،جنگ، بلایای طبیعی و یا صدمات دیگر، پناهندگان و حرفه های در معرض خطر از جمله آتش نشانها،تیم های نجات، افسران پلیس و پرسنل بانک است..(29)

وجه افتراق اضطراب  از ترس این است که ترس پاسخ متناسبی به یک تهدید شناخته شده است در صورتی که اضطراب پاسخ به تهدیدی است که ناشناخته،مبهم یا متعارض می باشد.نشانه های اختلالات اضطرابی شامل لرزیدن،تکان خوردن،احساس لرز،کمردرد،سردرد،تنش عضلانی،تنگی نفس،خستگی پذیری،گرگرفتگی و رنگ پریدگی،تعریق،سردی دست ها،اسهال،خشکی دهان،تکرر ادرار،اشکال در بلع،اشکال در تمرکز،گوش به زنگ بودن مفرط،بی خوابی،احساس گیر کردن توده ای در گلو ،ناراحتی معده،احساس دلشوره و.. است.بر ابتلا به اختلالات اضطرابی عوامل متعددی تأثیر می گذارند مثلاً از عوامل  ژنتیکی مؤثر این است که  در نیمی از موارد ابتلا به اختلال هراس یکی از بستگان نیز به این اختلال مبتلا می باشند(29)

در ادامه برخی از علل طبی و نورولوژیک مؤثر براضطراب آمده است(29):

-         اختلالات نورولوژیک مثل بیماری عروق مغز،صرع،میگرن و..

-         بیماری سیستمیک مثل کمبود اکسیژن،بیماری های قلبی عروقی،نارسایی ریوی و آنمی

-         اختلالات غدد داخلی مثل اختلال عملکرد تیروئید،پاراتیروئید،هیپوفیز،غدد فوق کلیوی و...

-         سوء تغذیه نظیر کمبود ویتامین ب 12،کم شدن میزان قند خون،سندرم پیش از قاعدگی،ترک مصرف الکل و داروها،اختلالات سمی ناشی از آرسنیک،فسفر،پنی سیلین و...

  ۳- خستگی: (10):اغلب اوقات خستگی ازیک بیماری، عدم تعادل هورمونی بدن، بارداری، کمبود ویتامین ها در بدن، کارومسائل خانوادگی، کمبود خواب ویا خستگی فکری وروحی ناشی می شود. داروهای ضدافسردگی و داشتن اضافه وزن دربعضی افراد می توانند باعث خستگی شوند.اگر شیوه ی زندگی شخص سالم باشد، ولی باز هم احساس خستگی کند، باید علل پزشکی ممکن برای خستگی برطرف گردد.رهنمودهای بهداشتی ذیل باعث ارتقا سبک زندگی و غلبه برخستگی می شوند

• رژیم غذایی متعادل: رژیم غذایی متعادل تشکیل شده است از: میوه ها وسبزیجات تازه،  قند های مرکب ( مثل غلات وحبوبات وبنشن جات)، فرآورده های لبنی کم چرب، مقدار متوسط گوشت کم چربی ومرغ و ماهی. غذاهای چرب وشیرینی کمتر مصرف نمایید.
• کنترل وزن

·                    خودداری ازمصرف مشروبات الکلی وسیگار

·        انتخاب دقیق فعالیت های اجتماعی :رفتن به میهمانی های شبانه ای که در کل طول شب برگزارمی شوند، باعث خستگی وناتوانی بلند مدت وطولانی می شوند.
• انجام چند نوع فعالیت بدنی مثل پیاده روی ، دوچرخه سواری یا شنا . افرادی که ازنظرجسمی فعال هستند، کمتراز افراد پشت میزنشین احساس خستگی می کنند. ورزش کردن باعث اکسیژن رسانی بهتر به بدن می شود و جریان خون را دربدن افزایش می دهد که سبب می شوند فرد پرانرژی تر باشد. فعالیت بدنی روشی مناسب برای غلبه بر خواب آلودگی وخستگی می باشد.
• خوابیدن به اندازه ی کافی. روزانه هشت ساعت خواب توصیه می شود. ولی خواب بیش از حد باعث می شود که فرد درطول روز احساس خستگی کند.
• استفاده از هوای تازه ونورکافی: محبوس شدن دریک اتاقی که فاقد هوای تازه می باشد، باعث می شود فرد احساس خستگی و کسالت کند. اتاق باید تهویه ی مناسب داشته باشد تا هوای تازه وارد اتاق شود. هوای تازه به خصوص درصبح زود برای سلامتی خیلی لازم است ومقدارانرژی بدن را به طورچشمگیری افزایش می دهد.
• استراحت به اندازه ی وقفه های کوتاه دربین زمان کار
• چرت زدن های کوتاه به اندازه 40 دقیقه زیرا خوابیدن بعد از 40 دقیقه باعث می شود به خواب عمیق رفته وبعد بیدارشدن سخت می شود.
•  دوش گرفتن درصبح ، زیرا حمام رفتن باعث احساس شادابی می شود.
• نوشیدن نوشیدنی های کافئین دارطبیعی مثل چای وقهوه بدون زیاده روی.
• نوشیدن آب کافی: گاهی اوقات کم آبی بدن باعث خستگی می شود.آب سرد ، کم آبی بدن را سریع تر جبران می کند

·        تعیین زمان مشخصي را بعنوان ساعت خواب و بيداري در هر شبانه روز و دنبال کردن آن.

·        قرار گرفتن در حالت استراحت پيش از رفتن به رختخواب برای مدتي

·        اطمینان از اینکه اتاق خواب راحت، تاريك، خنك و ساكت است و عدم استفاده و از اتاق خواب بعنوان اتاق كار

·        پرهيز از خوردن، ورزش كردن و نوشيدن قهوه چند ساعت قبل از خواب و خودداري از نوشيدن مشروبات الكلي و سيگار کشیدن
كنيد نكشيد و كنيد

·        اطمینان از راحت بودن تشك و بالشت

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:20 ] [ منصوره مرادي ]

عوامل مؤثر بر سلامت روح و روان:

عوامل متعددی بر روی سلامت و بهداشت روح و روان انسانها تاثیر گذار می باشند با وجود جدا نبودن اثرات متقابل عوامل فردی و محیطی ما برآن شدیم یک تقسیم بندی کلی از عوامل فردی(شامل:ِ ژنتیک و فیزیولوژی،جنسیت،باورها و اعتقادات فردی،داشتن مهارت های زندگی و... است)و محیطی(عوامل فرهنگی،اجتماعی، اقتصادی، محیط خانوادگی و... )مؤثر بر سلامت روان انجام دهیماز سوی دیگر وجود بیماری هایی از قبیل بیماری های قلبی،اضطراب،افسردگی،موقعیت هایی که بی کاری زیاد و درآمد پایین است،آموزش محدود است و همجنین در موقعیت هایی که استرس زیاد است ،تبعیض جنسیتی وجود دارد،سبک زندگی ناسالم است و تخطی از قانون وجود دارد مشکلات روانی بیشتر و گویای این مسئله است که  روان و اجتماع ممکن است اثر متقابلی بر شدید کردن اثرات رفتار و سلامت داشته باشند(5 )

             ۱-عوامل فردی:بر سلامت روح و روان عوامل مختلف فردی مؤثر هستند.این عوامل شامل ژنتیک و فیزیولوژی، جنسیت،یادگیری مهارت های زندگی،اعتماد به نفس،قدردانی،باورها و اعتقادات فردی،خندیدن و شادی،لذت بردن از زندگی ، نداشتن کشمکش ،تغذیه،ورزش،خواب مناسب و کافی،عدم وجود اعتیاد،اشتغال به کار هستند.برخی از این عوامل نظیر ژنتیک ، فیزیولوژی و جنسیت غیر قابل تغییر اما برخی از آنها قابل تغییرند.با مطالعه مطالب گفته شده در ذیل شما می توانید با حقایق وراهکارها یی در خصوص عوامل قابل تغییر آشنا شویم و از این طریق سلامت روان خود را ارتقا دهید. 

۱-۱  ژنتیک و فیزیولوژی

نظام زیستى‏نگرى كه اساس روان ‏پزشكى را تشكیل مى‏دهد، سلامت روانى را زمانى محقق مى‏داند كه بافت‏ها و اندام‏هاى بدن به طور سالم و بى‏نقص به وظایف خود عمل كنند. در مقابل هر نوع اختلال در دستگاه عصبى و در فرایندهاى شیمیایى بدن، اختلال روانى را به همراه خواهد داشت.نمونه آن اختلالات روانی پس از آسیب مغزی و بیماری های جسمی و ناتوانی هایی است که بر روی سلامت روان تأثیر می گذارند و می توانند منجر به افسردگی،اضطراب و جداشدن از جمع شوند(13).

     ۱-۲ جنسیت : جنسیت تعیین کننده مهم بهداشت روانی و بیماری روانی است.(34)تعیین کننده ای است که اشاره به ویژگی های متمایزاجتماعی و بیولوژیک مردان و زنان دارد.(4) جنسیت به عنوان یک مولفه قدرتمند تعیین کننده اجتماعی سلامت است که با مشخصه های دیگر مانند سن ، ساختار خانواده ، تعامل ،درآمد ، آموزش و حمایت اجتماعی و فرهنگ در ارتباط است (4)

جنسیت عنصر حیاتی در نابرابری سلامت در کشورهای در حال توسعه است و این نابرابری ها بر روی سلامت روان نیز تأثیر می گذارد .(4و6) سیاست های اقتصادی و اجتماعی که باعث تغییرات ناگهانی،مخرب و شدید درآمد، اشتغال و سرمایه اجتماعی می شوند که اگرقابل کنترل یا قابل اجتناب نباشد به طور قابل توجهی نابرابری جنسیتی علیه زنان و میزان اختلالات شدید روانی را افزایش می دهد(34)

نرخ کلی اختلالات روانی برای مردان و زنان تقریباً یکسان هستند، اما تفاوت قابل توجهی در الگوی  بیماری های روانی می توان یافت. زنان بیشتر از مردان تحت تأثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی و موقعیت زندگی در معرض خطرات سلامت روانی قرار دارند. تجربه پریشانی عاطفی،خشونت جنسی، خشونت خانگی، فشارهای ایجاد شده توسط نقش های متعدد خود و تبعیض های جنسی بر علیه زنان بیشتر است تقریباً یک پنجم از زنان تجاوز یا اقدام به تجاوز را در طول عمر خود تجربه نموده اند.(34)

افسردگی شایع ترین مشکل سلامت روانی در زنان است.میزان افسردگی تک قطبی در زنان دو برابر بیشتر است.در مقابل در مردان وابستگی به الکل دو برابر و احتمال ابتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی سه برابر بیشتر از زنان است.در کشورهای توسعه یافته تقریباً 1 در 5 مرد و 1در 12 زن دچار وابستگی به الکل در طول عمر خود است.همچنین خشونت در مردان بیشتر است(34)

۱-۳ احساسات مثبت: احساسات مثبت بیشتر به ویژگیهای شخصیمان وابسته است .خوشحالی گاهی با احساسات خوش بینانه و هدف دار همراه است(7)نكته جالب اينست كه داشتن حتي میزان کمی از احساسات مثبت تا حد قابل توجهي آثار منفي استرس را كاهش داده که منجر به  افزايش مقاومت بدن در برابر بيماريها و عفونت ها  و كم شدن احتمال مريضي ميشود.

۱-۳-۱ خنیدن و شادی: بعضی از محققان فکر می کنند که خندیدن ممکن است بهترین درمان باشد که کمک می کند احساس بهتری داشته باشید.خندیدن،شوخی و خوش خلقی کردن ممکن است نقش مهمی در داشتن احساسات خوب داشته باشد.(7)حال زمانی که می خندیم در بدن ما چه اتفاقاتی می افتد که می تواند منجر به افزایش سلامت گردد؟ وقتی می خندیم فیزیولوژی بدن ما تغییر می کندخندیدن روی سطح جریان خون،پاسخ ایمنی بدن،سطح قند خون،ریلکس شدن و خواب مؤثر است.(9)در زمان خندیدن ،ماهیچه های صورت و بدن ما کشیده می شوند،ضربان و فشارخون بالا می رود، تندتر نفس می کشیم و اکسیژن بیشتری را به بافت هایمان می رسانیم.(27و8(.در حقیقت فقط فکر کردن به خندیدن برای کاهش سطح هوررمون های استرس کافی است (8)همچنین به هنگام خنده تغییرات هورمونی نیز در بدن اتفاق می افتد مثلاً هورمون ضد درد (که باعث احساس خوشی و سلامتی در شخص می‌شود) در مغز آزاد می‌شود و ميزان هورمونهای استرس زا در خون پايين می‌آید.(9)

درتحقیقی در دانشکده مریلند بر روی 2 گروه به این صورت  انجام شد که به یک گروه فیلم کمدی و به گروه دیگر فیلم درام نشان دادند.رگ های افرادی که فیلم کمدی می دیدند به طور نرمالی عمل می کرد و به راحتی منبسط و منقبض می شد ولی در افرادی که فیلم های درام می دیدند رگ ها تمایل داشت که سخت شود و فقط به حرکت جریان خون محدود گردد.(7) همچنین به نظر می رسد خندیدن باعث سوزاندن کالری می شود.طبق تحقیق  دانشگاه Vanderbilt آمریکا 15-10دقیقه خندیدن 50 کالری را می سوزاند (یک تکه شکلات در حدود 50 کالری است)(7)در مطالعه دیگری بر روی 19 نفر از افراد دیابتی نشان داد که خندیدن بر وری سطح قند خون تأثیر دارد(9) درحالیکه با افزایش استرس ایمنی بدن کاهش می یابد و برعکس خندیدن باعث افزایش ایمنی می شود.(7)

 عوامل دخیل در احساس خوشحالی و شادی شامل حس عاشقانه، حس دوستانه یا به صورت داشتن روابط اجتماعی با دیگران مثل همسایگان، داشتن محیط کاری مناسب و حتی دریافت مفهوم زندگانی می شود.(7)

 ۱-۳-۲ لذت: توانایی لذت  بردن از زندگی برای سلامت روان ضروری است(4)راز زندگی لذت بردن از گذران زندگی است.تمرین کردن مراقبه راهی برای ترویج توانایی لذت بردن از زمان حال است.البته ما نیازداریم که طرحی برای آینده داشته باشیم و از گذشته درس بگیریم  اما اغلب ما خودمان را در زمان حال با نگران کردن در مورد آینده بدبخت می کنیم.(3)

۱-۳-۳ قدردانی: از جمله اساسي‌ترين و زير بنايی‌ترين مسائلي است كه باعث حفظ سلامت روان می گرددقدردانی است.(13) قدرداني به صورت كلامي، غيركلامي و يا هر دو روش صورت می گیرد.(14،15)

شيوه‌هاي قدرداني:( 14،15)
1ـ سپاسگزاري و تشكر كردن كلامي از عمل افراد
2-نامه نوشتن
3ـ لبخند زدن
4ـ به گردش بردن فرد يا افرادي كه در حق ما ابراز محبت كرده‌اند.
5ـ كمك كردن در كارهاي منزل نيز مي‌‌تواند مراتب قدرداني ما را نشان دهد.
6ـ صرف كردن وقت با ديگران است مثلاً‌ مرد براي قدرداني از زحمات همسرش مي‌تواند مدت بيشتري از وقت خود را با او بگذراند و بالعكس
7ـ نگهداري از بچه‌ها شيوه ديگري جهت دستيابي به اين امر مهم است.
8ـ حمايت و وفاداري از طرف مقابل
9ـ گوش دادن همراه با علاقه به طرف مقابل
10) قدرداني را از كلماتي و جملات كوچك شروع كنيم تا به جملات بزرگتري برسيم مثلاُ گفتن متشكرم يا ممنون
11)تمرين به روش تجسم خيالي يعني افرادي كه قرار است از آنها قدرداني كنيم ابتدا آنها را مجسم كرده و به ايفاي نقش بپردازيم.
برای انجام قدردانی نکات زیر را به خاطر داشته باشید:(14)
1ـ قدرداني بايد دقيقاً‌ از افرادي كه لازم است انجام گيرد به اين معنا كه اگر بخواهيم از همسر خود درمقابل عملي كه انجام داده قدرداني نمائيم بايد اين سپاسگزاري را از خود همسر انجام دهيم و نه فرزندان.
2ـ كيفيت و كميت قدرداني بايد متناسب با كيفيت و كميت عمل انجام شده باشد.
3ـ سعي كنيم قدرداني از شيوه‌هاي كلامي و غيركلامي تواما استفاده كنيم مثلاً‌ تشكر كردن به همراه لبخند زدن.
4ـ عمل قدرداني را محدود به سن اشخاص نكنيم مثلاً نگوئيم كه چون بچه كوچك است نياز به قدرداني ندارد.
5ـ موضوع يا مسئله‌اي كه از آن قدرداني مي‌كنيم بايد دقيقاً‌ مشخص شود تا فرد متوجه شود از كدام كار او قدرداني نموده‌ايم.

البته هرچند كه قدرداني و سپاسگزاري از زحمات ديگران امري بسيار پسنديده است اما اگر هميشه توقع داشته باشيد در مقابل خدمت يا كاري كه در حق ديگران انجام داده‌ايد از شما قدرداني شود اشتباه كرده‌ايد و بي‌جهت خود را به طرف يك دنياي پر از غصه و رنج هدايت كرده‌ايد.(3)

۱-۴مهارت های زندگی: امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی، بسیاری از افراد در رویارویی با مسائل زندگی فاقد توانایی های لازم و اساسی هستند و همین امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشکلات روزمره آسیب پذیرتر کرده است(10)همهء ما بايد بتوانيم مسايلي را كه در زندگي با آنها مواجه مي‌شويم حل كنيم،‌ خوب تصميم‌گيري كنيم و وقتي دچار هيجان‌هايي مثل ترس، خشم، خجالت يا غمگيني مي‌شويم، با آنها كنار بياييم و آنها را به شكل درستي ابراز كنيم كه به ما و ديگران صدمه نزند.(12)ارتقای مهارت های فردی در بهبود زندگی بسیار مؤثر و یادگیری آنها لازم و ضروری است. همچنین یادگیری این مهارت ها به ما كمك مي‌كنند تا یک زندگی شاد و موفقي داشته باشيم و بطور موثر با كشمكش هاي زندگي روبرو شویم.مهارت يعني توانايي انجام يك كار و مهارت‌هاي زندگي مهارت های شناختی،هیجانی،بین فردی و اجتماعی است(11)همچنین افراد را قادر می سازد به طور مؤثر با مشکلات روزانه زندگی برخورد نمایند.یادگیری مهارت های زندگی باعث افزايش توانائي هاي رواني – اجتماعي افرد ميشود. (10) در اين جا با چند مورد از اين مهارت‌ها آشنا خواهيم شد.

الف)مهارت شناخت خود

 يكي از مهمترين عواملي كه به ما كمك مي‌كند زندگي خوب و موفقي داشته باشيم اين است كه خود را بشناسيم، احساس خوبي در مورد خود داشته باشيم. و از كسي كه هستيم شاد و راضي باشيم. فكر مي‌كنيد كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد چه ويژگيهايي دارد؟(10)كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد، توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد، نقاط ضعف خود را مي‌پذيرد و سعي مي‌كند كه نقاط ضعف خود را تقويت و نقاط ضعف خود را اصلاح نمايد(10).چنين ويژگي‌هايي نقش خيلي مهمي در يك زندگي شاد و موفق دارد چون كسي كه خود و ديگران را دوست دارد در زندگي شاد و خوشحال‌تر است و كسي كه توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد براي موفق شدن تلاش بيشتري مي‌كند و موفق هم مي‌شود(11)

ب)مهارت حل مسئله:

 به لحاظ ماهيت پيچيده و تغيير يابنده جامعه‌ ما، مردم پيوسته خود را در مبارزه با مشكلات مي‌يابند.بسته به پيچيدگي موقعيت و پيامد‌هاي احتمالاً منفي اين مشكلات ممكن است پيش پا افتاده باشند.(10)

لذا با توجه به طيفي كه از مشكلات ساده مثل سعي در تصميم گيري در مورد پوشيدن كفش يا لباس خاص، تا مسائل مهم‌تر مانند مواجهه با كارفرما ي غير معقول يا همسر بي منطق، است زندگي روزمره ما سرشار از چنان مشكلات موقعيتي است كه ناگريز از حل يكايك آنهاييم. بيشتر اوقات فرآيند حل مسائل روزمره به قدري خودكار انجام مي‌گيرد كه ما از چگونگي انجام دقيق آنها مطلع نمي‌شويم. با وجود اين، بايد به اين نكته توجه كرد كه بدون توانايي شناسايي مشكلات و رسيدن به راه‌حل‌هاي قابل اجرا، زندگي روزانه ما از هم پاشيده خواهد شد. بنابراين از آنجايي كه همه‌ي افراي در زندگي خود با مشكلات كوچك و بزرگي روبرو مي‌شوند، ضروري‌ است نحوه‌ حل صحيح مسائل و مشكگلات را بياموزند تا از به وجد آمدن مشكلات بيشتر پيشگيري شود و توانمندي افراد در حل مسايل افزوده گردد(12)

تعريف حل مسئله:حل مسئله بر يك فرآيند رفتاري شناختي يا آشكار دلالت دارد كه پاسخهاي بالقوه مؤثر براي موقعيت مشكل را فراهم مي‌كند. احتمال انتخاب مؤثرترين پاسخ را از ميان پاسخهاي متعدد، افزايش مي‌دهد.برنامه حل مساله را به دو مرحله تقسيم مي‌كنيم.(10و12)

1- شناسايي مشكل: با انتخاب زمان و مکان مناسب جهت بحث و بررسي صريح موضوعات و حل مسئله شروع می شود.مرحله بعد تعریف دقیق مشکل است.(12و13)

2- حل كردن مشكل :که شامل پذیرفتن مشکل،تصریح هدف(شامل دانستن هدف،عینی ، صریح و عملی بودن آنها)،در نظر گرفتن راه حل های احتمالی و در نهایت انتخاب بهترین راه حل است.در واقع ریز کردن مشکلات یکی از راههای یافتن راه حل است .پس از انتخاب راه حل مناسب باید آن را آزمایش و در صورت لزوم اصلاح نموده .(12و13)

به طور خلاصه می توان 6 مرحله جهت حل مشکل در نظر گرفت این 6 مرحله را قدم به قدم طی نمایید(12)

1-مشکل چیست؟.................

2-راه حل های احتمالی...................

3-نقاط مثبت و منفی هر راه حل

4-نوشتن نقشه ی عملکردی

5-اجرای طرح

6- چگونه نقشه ی مورد نظر برای حل مشکل به خوبی عمل می کند؟

ج)مهارت مدیریت زمان :بسیاری از مردم زمان زیادی را برای دستیابی به اهداف خود صرف می کنند وی تنها بخش کمی به آنچه که تمرکز دارند دسترسی پیدا می کنند و عده ی دیگر مدام در استرس به سر می برند.آموختن مهارت مدیریت زمان کمک می کند به طور واقع بینانه به اهداف خود رسیده، یک نقشهء زندگی تهیه و از فرصت های خود به عنوان اهرمی برای دستیابی به اهداف استفاده نماییذ همچنین از این طریق میزان استرس خود را به حداقل برسانید.

برای اینکه بتوانید زمان خود را به خوبی مدیریت نمایید می توانید طبق نکات ذیل مرحله به مرحله پیش روید.

يك جدول زمان‌بندي تهيه كنيد. در بالاي ستون‌هاي آن نام روزهاي هفته و در كنار هر رديف يك ساعت روز را بنويسيد. (10،12)

•         از اين جدول چندين نسخه كپي كنيد.

•          در باره هفته گذشته خود فكر كنيد و هر‌كاري را كه فكر مي‌كنيد در هر روز و هرساعت انجام داده‌ايد در خانه مربوطه يادداشت كنيد.

سپس یک برنامه هفتگي تهيه نمایید(10)

•         تهيه فهرست كارهايي كه بايد انجام شود. (مطالعه، كلاس رفتن، كار، رفت و آمد، تماشاي تلوزيون، لباس شستن، غذاخوردن، صحبت با تلفن، ورزش و غيره ...)

•         تخمين زمان لازم براي هر كار

•         پر كردن خانه هاي جدول

•         اولويت بندي

•         حالا در كنار هريك از كارهايي كه فهرست كرده‌ايد مدت زمان لازم براي انجام آن كار را به‌طور تخميني يادداشت كنيد .

•         شروع به پركردن خانه‌هاي جدول با كارهايي كه در فهرست خود داريد بكنيد اول از كارهايي شروع كنيد كه زمان ثابتي دارند و برنامه‌ريزي زمان انجام آنها دست شما نيست .ساعت‌هاي لازم براي كارهايي را كه ”بايد” در طول هفته آينده انجام دهيد بنويسيد و با هم جمع كنيد.تعداد ساعت‌هاي خالي جدول را بشماريد.  اگر تعداد ساعت‌هاي خالي جدول شما كمتر از تعداد ساعت‌هاي لازم براي انجام كار‌هاي ضروري است، به خاطر بياوريد كه نمي‌توان در يك جعبه پنج كيلويي بيشتر از پنج كيلو بار گذاشت. در اين حالت شما بايد كارهايتان را اولويت بندي كنيد. اولويت بندي به اين معناست كه شما بايد كارهايتان را بر اساس درجه اهميت رتبه‌بندي كنيد.

 اول فرض كنيد كه وقت شما كافي است و تعداد خانه‌هاي خالي جدول بيشتر از زمان لازم براي انجام كارهاي مهم است. در اين حالت فهرستي از كارهايي درست كنيد كه مهم هستند ولي فوري نيستند. مثلاً مي‌خواهيد كتابخانه‌تان را مرتب كنيد. يا مي‌خواهيد مقاله‌ي مربوط به درسي را كه بايد چند هفته ديگر تحويل بدهيد شروع كنيد. يا به ديدن يك فيلم برويد.

•         زمان لازم براي انجام هريك از اين فعاليت‌ها راتخمين بزنيد.

•         فهرست را براساس مهم‌ترين تا كم‌اهميت‌ترين رتبه‌بندي كنيد.

•         اين كارها را در جدولتان جا بدهيد تا زماني كه جاي خالي در جدول باقي نماند.

•         آخرين فهرست شما فهرست كارهايي است كه نه مهم هستند و نه فوري. منظور كارهايي است كه شما صرفاً‌ به اين‌ دليل آنها را انجام مي‌دهيد كه وقت زيادي داريد

چند توصيه :زمانی را براي كارهاي پيش بيني نشده  در نظر بگیرید.به ساعت بدن توجه نمایید.خواب و استراحت خود را تنظیم نموده و زمان خود را به شیوه مناسب اختصاص دهید.(12)

•         سارقين زمان را هم در نظر بگیرید:تلفن، ملاقات هاي شخصي برنامه ريزي نشده، آنچه كه مي شد به ديگران واگذار كرد، انجام كاري بدون داشتن اطلاعات كافي، سروکله زدن با دیگران ،بحران هاي غير مترقبه ،اهداف و اولويت بندي مبهم و  غير روشن ،عدم برنامه ريزي اتلاف وقت و بلاتصميمي ،استرس ،خستگي ،ناتواني در نه گفتن وبي نظمي و آشفتگي محل كار و زندگي(12)

۱-۵ باورها و اعتقادات فردی:در سال های اخیر مطالعات متعددی در رابطه با مذهب و اهمیت آن در تأمین بهداشت روانی در جای جای دنیا صورت گرفته است . معنویت سهم مهمی در کیفیت زندگی برای بسیاری از مردم در سراسر جهان دارد.معنای زندگی ، ایمان و اتصال به یک موجود روحانی سهم قابل توجهی را در بالا بردن کیفیت زندگی و فراتر بردن سلامت روان دارد(4)

احکام و فرامین مذهبی ممکن است بر دو شکل بر سلامت روانی اثر بگذارد:رفتارهای فردی را شکل دهد  و نگرش نسبت به دیگران را تغییر  دهد(به عنوان مثال منجر به گرمی و دوستی بین افراد شود) همچنین می تواند سلامت کلی را با تشویق رفتارهای سالم بهبود بخشد و اعمالی  (مانند شیوه رژیم غذایی سالم ، مقررات جنسی و محدودیت بر روی مصرف مواد اعتیاد آور) که اغلب می تواند به بهبود سلامت جسمی ، بهبود کلی رفاه و سلامت روانی  کمک کند(4).
در مقابل حفظ سلامت روانی نیز دارای اثر مثبت بر روی توسعه یک زندگی سالم معنوی دارد.تعدادی از مطالعات بالینی و اپیدمیولوژیک به خوبی  نشان داده اند که معنویت می تواند تحت برخی از شرایط به جلوگیری از افسردگی کمک کند(16,4)به عنوان مثال طی مطالعه ای در زنان مسن مبتلا به شکستگی لگن مشخص گردید که شیوع و شدت افسردگی و عوارض روانی ناشی از شکستگی لگن در زنانی که دارای اعتقادات مذهبی هستند به مراتب کمتر بوده و وضعیت حرکتی بهتری در این زنان مشاهده می شود(17،18( در زمینه اعتقادات فردی جهت حفظ، تامین و ارتقاء بهداشت روان به خاطر داشتن این نکات کمک کننده است (19)

 - توکل بر خدا و واگذاری همه چیز به خدا، ضمن اینکه وظایف خویش را انجام دهید." و مَن یتوکلَ عَلَی الله فهو حسبه ان الله . . ."
- وجود آرامش و بر طرف کردن اضطراب و نگرانی ها و دلهره ها که بهترین و مطمئن ترین راه برقراری آن آموزش و تربیت دینی است.
- درک واقعیت های جهان و آگاهی از قوانین نظام آفرینش و دیدن و اندیشیدن در آثار الهی.
- تسلیم محض بودن در برابر خداوند متعال و نداشتن ترس و اندوه و غم از غیر خدا.
- رسیدن به یقین و باور قلبی از طریق ایمان به خدا.

۲-عوامل محیطی:تا به حال عوامل فردی مؤثر بر سلامت روان را بررسی نمودیم.اما علاوه بر این عوامل فردی عوامل دیگر محیطی نیز وجود دارند که بر روی سلامت روان مؤثر هستند.این عوامل شامل طیف وسیعی از حقوق مدنی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی(نظیر جنگ و جنایت )، فرهنگی،محیط خانوادگی(نظیر خواسته های غیر واقعی والدین،حمایت گری بیش از حد و برعکس طرد کردن و..)است که در ذیل با تأثیر این عوامل آشنا خواهید شد.

۲-۱ عوامل اجتماعی: يكي از عوامل تعيين كننده سلامت انسان بهره‌مندي از حمايت‌هاي اجتماعي به معناي اقدام‌هاي كمكي در شرايط سخت زندگي براي نوع بشر است(4)زندگی در محیطی که دارای سلامت اجتماعی بالایی است به سلامت روان فرد نیز کمک می کند. البته رابطه بین سلامت جسمی و روانی و عوامل اجتماعی ، زیستی و روانشناسی درکشورهای مختلف پیچیده است(4)سلامت اجتماعي به چگونگي وضعيت ارتباط فرد با ديگران در جامعه می پردازد. هر نوع قطع ارتباط بین فرد و جامعه، به گونه ای که افراد در چارچوبهای اجتماعی جذب نگردند، زمینه ای مساعد برای رشد انحرافات اجتماعی و پیدایش مشکلات سلامت روان ایجاد می نماید. در تعريف سلامت در سال 1948 كه توسط سازمان بهداشت جهانی بيان شد، سلامت اجتماعي سطحی از سطوح سلامت کلی فرد بيان شده است. سلامت اجتماعی را به عنوان گزارش فرد از کیفیت روابطش با افراد دیگر(نزدیکان و گروههای اجتماعی) که وی عضوی از آنهاست نیز تعریف می کنند و معتقدند که سلامت اجتماعی بخشی از سلامت فرد را که شامل پاسخهای درونی فرد(احساس‏، تفکر و رفتار) است می سنجد که نشانگر رضایت یا فقدان رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعیش می باشددر واقع کیفیت زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی توان بدون توجه به معیار های اجتماعی ارزیابی کرد و عملکرد خوب در زندگی تکالیف و چالش های اجتماعی را نيز دربرمي‌گيرد(19) بیکاری ، سطوح پایین آموزش و پرورش و کمبود غذا ، سرپناه و دسترسی به مراقبت های بهداشتی نمونه هایی از عوامل اجتماعی مرتبط با سلامت روان هستند که توانایی مردم را جهت فعال بودن در جامعه محدود می کند. این عوامل اجتماعی منفی و اقتصادی مرتبط با فقر علاوه بر این به عنوان یک مانع سلامت روانی عمل می کنند.تبعیض نیز می تواند تاثیر منفی بر سلامت روانی داشته باشد(4)

۲-۲عوامل فرهنگی:

سواد سلامتي:سواد سلامتي به صورت توانايي به دست آوردن،فهميدن و استفاده از اطلاعات از طريق راههايي كه سلامتي را حفظ مي كند و ارتقا مي دهد تعريف شده است.سواد سلامت روان نيز اشاره به دانش و باورهاي مربوط به اختلالات رواني دارد كه به شناخت،مديريت و يا پيشگيري از اين اختلالات كمك مي كند.سواد سلامت روان شامل توانايي تشخيص برخي اطلاعات،دانستن چگونگي طلب كمك در خصوص كسب اطلاعات بهداشت روان، دانستن عوامل خطرساز و علل و نگرش هايي است كه شناخت و طلب كمك به طور مناسب را ارتقا مي دهد(36) بررسي ها نشان داده است كه ارتقاي سطح سواد به اشخاص اجازه مي دهد كه به دنبال تشخيص زودهنگام، پيشگيري،  طلب كمك  و مداخلهء مناسب براي اختلالات رواني باشند.همچنين از طريق ارتقاي سطح سواد افراد برخي مهارت هاي لازم براي حمايت از افرادي كه دچار اختلالات رواني هستند را در شبكهء اجتماعي كسب مي كنند(4)

خانواده:خانواده هم از عوامل مؤثر فرهنگی و هم اجتماعی در شکل گیری رفتار فرد است.فضای خانه،نخستین و بادوام ترین عاملی است که در رشد شخصیت افراد تأثیر می گذارد به گونه ای که می توان گفت پدر و مادر نیرومندترین آموزگار افراد در زندگی هستند(20)خانواده سالم خانواده ای است که سلامت روان و آرامش معنوی و روانی هریک از اعضای خانواده حمایت می کند.(4)محیط خانواده بر سطح سلامت جسمی و روانی تأثیر خواهد گذاشت همانطور که می تواند به عنوان خطری برای زندگی آینده باشد.برای رسیدن به یک خانواده سالم والدین باید به بچه ها توجه کنند و وقت کافی برای آنها و نیازهای عادی انها در نظر بگیرند.کودکان بسیاری از رفتارها را از والدین خود می آموزند و والدین باید نحوهء رفتار صحیح با کودکان خود را بیاموزند.(4)

 

 دانستن نکات زیر به داشتن یک خانواده شاد و سالم کمک می کند:

1-ایجاد روابط سالم بین اعضای خانواده:خانواده های فاقد روابط گرم و محبت آمیز،خانواده های دارای روابط خصومت آمیز و شیوه های ارتباطی شدیداً وابسته در خانواده معمولاً ناسالم گزارش شده اند.برقراری شیوه ارتباطی منطقی،محترمانه و در عین حال گرم و صمیمانه نشان دهنده ی خانواده سالم است.(20)

2-توجه به سلامت جسمی افراد خانواده:تغذیه سالم،فعالیت فیزیکی مناسب،پرهیز از دخانیات و کنترل بیماری های مزمن به حفظ سلامت جسمی ما کمک می کند.(20و4)

3 -تلاش در جهت شناخت یکدیگر و تقویت اعتماد به نقس(20)

4-گوش دادن به صحبت های یکدیگر با دقت بدون هرگونه قضاوت،پیشداوری و یا نصیحت(20)

5-فراهم کردن شرایط گفتگو و تبادل نظر برای همه افراد خانواده(20)

6-انجام فعالیت های گروهی:برنامه ریزی جهت انجام گروهی برخی از وظایف در خانواده،تماشای برنامه تلویزیونی به صورت دسته جمعی و... (20)

7-خودداری از سرزنش افراد خانواده(20)

8-مسئولیت پذیر بودن نسبت به یکدیگر(20)

9-احترام به اعتقادات مذهبی(20)

10-عمل کردن به آنچه می گوییم. (20)

11-هماهنگ بودن والدین با یکدیگر و اطلاع از نیازهای افراد خانواده(20)

12-پرهیز از توهین و سرزنش و پرخاشگری والدین نسبت به هم(20)

13-توجه به رفتارهای مثبت یکدیگر و تشویق و ترغیب رفتارهای پسندیده اعضای خانواده(20)

   ۲-۳عوامل سیاسی و حقوقی: نظام بین المللی حقوق بشر یک چارچوب مفید برای ارتقاء ذهنی بهداشت و درمان ارائه می دهد. گفتمان بین المللی حقوق بشر امروز به طور گسترده ای سلامت روان را  به رسمیت می شناسد.در منشورحقوق بشر حق سلامت جسمی و روحی برای اولین بار در سال تأسیس سازمان جهانی بهداشت در سال 1946 اعلام شده است. "لذت بردن از بالاترین استاندارد سلامت قابل دسترسی یکی از حقوق اساسی هر انسان "است. سازمان ملل متحد فراتر از صرفا اذعان به حق سلامت روان ، گفتمان بین المللی حقوق بشررا تصدیق می کند که برخی از شرایط سیاسی و اقتصادی نیز به این منظور وجود دارد.

عوامل سیاسی از جمله نقض حقوق بشر در داخل یک کشور ، می توانند پیامدهای مخرب و مضر بر سلامت روانی جمعیت داشته باشند. برخی افراد و گروه های درون جامعه حقوق افراد به ویژه حقوق افراد آسیب پذیر را با عواملی مانند تبعیض و به حاشیه راندن نقض می کنند. پیامدهای تبعیض ، همراه با حس بیگانگی می توانند عمق کرامت و عزت نفس را که عوامل تعیین کننده  سلامت روان و تندرستی فرد است تحت تاثیر قرار دهد (4)
 Gostin در سال 2001بیان کرده است که ارتباط اساسی بین بهداشت روانی و حقوق بشر وجود دارد. در مقابل ، سلامت روانی افراد وابسته به توانایی خود برای لذت بردن و عمل کردن به طیف وسیعی از حقوق افراد است. (4)
Sothearaو Rwema در سال 2003 بیان کرده اند که مدت زیادی است اذعان شده است که اشکال افراطی از سوء استفاده ، نقض حقوق بشر و جنایت علیه بشریت "به عنوان نسل کشی تاثیر منفی روانی بر بهداشت روانی افراد دارد. از دست دادن عزیزان ، قرار گرفتن در معرض اشکال شدید خشونت و اختلال عمومی نه تنها منجر به اختلال استرس پس از تروما می شود همچنین منجر به افزایش قابل توجه دیگر مشکلات در دراز مدت و به شکل  مزمن مانند افسردگی و اضطراب شود. (4)

    ۲-۴ عوامل اقتصادی:بر آورده نشدن نیازهای اقتصادی وشغلی افراد باعث بروز فشارها و تنش های روانی شدید در افراد می شود که این امر سلامت روانی آنها را به مخاطره می اندازد . امنیت شغلی، ایجاد شرایط کاری اشتغال منصفانه و کارهای مناسب و در خور شأن افراد باعث افزایش سلامت روانی، رفاه و رضایت شغلی.اشتغال منصفانه به معنی شرایط عادلانه در جذب افراد برای مشاغل و تکمیل کننده مفهوم کار مناسب است .در مقابل میزان بالای بیکاری موجب بیماری های مختلفی از جمله بیماری های روحی ناشی از  نا امنی شغلی و مرگ زودرس می شود. ناامنی شغلی بر میزان های ابتلا به بیماری های اضطرابی، افسردگی، قلبی عروقی و عوامل خطر مرتبط با این بیماری ها تأثیر به سزایی دارد. البته صرف داشتن یک شغل همیشه ضامن سلامتی جسم و روان نیست و در این خصوص کیفیت شغلی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.. ارتباطات شغلی ، رفتارها، پیامدها و عملکردهای شغلی، خود جزء عوامل کلیدی و مهم تأثیر گذار بر سلامت روان کارکنان محسوب می گردد. منظور از کار مناسب نیز تأمین فرصت هایی برای شغل های مولد با درآمد منصفانه، امنیت محیط کاری و حمایت اجتماعی از خانواده است.(4)

    ۲-۵دسترسی به خدمات(مسکن،تغذیه،آموزش): سازمان جهانی بهداشت در سال 2001 بیان کرده است که تنها اشکال افراطی از نقض حقوق بشر مانند تجاوز و خشونت خانگی نیست که تأثیر منفی بر سلامت  روان می گذارد.کمبود غذا،نبودن عدالت در توزیع امکانات،کمبود دسترسی به مراقبت های بهداشتی و...نیز از دیگر عوامل مرتبط با سلامت روان هستند. (4)

-         مسكن مناسب:به طور كلي داشتن يك خانه امن و مقرون به صرفه به عنوان يك نياز اساسي است.محيط پايدار به حفظ سلامت و تندرستي كمك مي كند.در مقابل مسكن نامناسب يا بي خانماني ي تواند به توسعهء مشكلات روحي و رواني كمك كند، يا مي تواند مديريت مشكلات بهداشت روان را دچار مشكل نمايد.برای کسب آسایش در منزل شما نیاز دارید کهصورتحساب های خود را به طور منظم پرداخت کنید.با همسایه های خود رابطه خوبی داشته باشید و محیط خانه را تمیز نگه دارید.اگر سلامت روان شما مختل شود دیگر شما قادر نخواهید بود که از خانه تان به خوبی مراقبت نمایید.همسایه ها،دوستان و خانواده ها اشخاصی هستند که شما با آنها سروکار دارید و می توانند تأثیر بزرگی بر روی محل زندگی شما داشته باشند.اگر شما در نزدیکی یکی از اعضای خانواده،دوستان و یا نزدیکان باشید آنها می توانند از شما پشتیبانی نمایند اما امکان دارد که مشکلات ارتباطی نیز پیش آید که استرس زا باشد و مشکلات روحی روانی را بیشتر نماید(37).

-         تغذیه: براساس شواهد موجود، بهبود تغذیه  کودکان می تواند به بهبود وضعیت شناختی ، بهبود نتایج آموزشی و کاهش خطر برای سلامت روانی  منجر شود، به خصوص برای کسانی که در معرض خطر هستند و یا در جوامع فقیر زندگی می کنند استفاده ازداروهای مکمل نظیر قطره مولتی ویتامین و  نظارت بر رشد از کارهایی است که برای کودکان باید انجام شود.یک مدل ترکیبی که ازمداخلات تغذیه ای (به عنوان مکمل غذایی)و مشاوره و مراقبت های روانی (مثل به گرمی برخورد کردن و گوش دادن مؤثر)است در این زمینه کمک کننده است.علاوه بر این، ید، نقشی کلیدی در پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی و جسمی و اختلال در توانایی یادگیری دارئ. پس یددار کردن نمک به طور غیر مستقیم مانع از مشکلات مربوط به سلامت روانی و جسمانی می شود(35)

-         بهبود دسترسی به آموزش:سواد کم و سطح پایین آموزش و پرورش مشکلات اجتماعی و روانی عمده ای به وجود می آورد.فراتر از کسب اطلاعات و مهارت های خاص زنان از اطلاعات و ایده هایی مطلع می شوند که ریسک را کاهش داده و کیفیت زندگی را بهبود می دهد که همهء اینها منجر به احساس افتخار،احساس ارزشمندی و هدفمندی در زنان می شود(37).

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 12:7 ] [ منصوره مرادي ]

شایع ترین عوامل مضر بر سلامت روان:          

عواملی که بر سلامت روان ما آسیب وارد می کنند متنوع و زیاد هستند.اما شایع ترین این عوامل استرس،اضطراب،خشونت،استفاده ناصحیح از اینترنت،کامپیوتر-تلویزیون-موبایل و...است که جهت کنترل اثرات زیان آور، برخی از این عوامل در ذیل نام برده شده و راهکارهایی ارائه شده است:

         1 استرس: استرس جزئی از زندگی است و هرکسی اندوه،افسردگی، احساس اضطراب،از دست دادن علاقه به فعالیت های لذت بخش یا استرس را تجربه می کند اما فقط زمانی می تواند جدی شود که برای زمان زیادی ادامه یافته و منجر شود شما احساس ناراحتی و پریشانی کنید یا با فعالیت های روزمره مداخله کند. اضطراب یک واکنش نرمال به استرس است که به شما کمک می کند با یک موقعیت سخت سروکار داشته باشید. استرس بر روی سیستم ایمنی بدن،پوست،سیستم گوارشی،وضعیت خواب و بیداری و...مؤثر است.مهمترین تغییراتی که در بدن در زمان استرس اتفاق می افتد عبارتند از:افزایش هورمونهای استرس(آدرنالین و کورتیزول)،افزایش قند وچربی خون،افزایش ضربان قلب و فشارخون،افزایش تنفس،تغییرات هیجانی در نتیجه تغییرات شیمیایی در مغز،اختلالات گوارشی(شبیه سندرم روده تحریک پذیر) و تضعیف سیستم ایمنی بدن(21).

یک امتحان سخت یا حفظ تمرکز در یک سخنرانی مثالهایی از این دست است.اگر شما نتوانید نگرانی هایتان را ازبین ببرید یا احساس اجتناب از فعالیت های روزانه داشته باشید نشان می دهد که شما ممکن است یک اختلال اضطرابی داشته باشید(8) .شکل زیر طرحی از دکتر Craig Hassed  استاد دانشگاه manashاسترالیا است .او این طرح را در یک سخنرانی در خصوص مدیریت استرس بیان نموده است .طبق این طرح مؤلفه ها یا عوامل تعیین کننده  سلامت شامل ورزش و فعالیت بدنی،مدیریت استرس،تغذیه،ارتباطات، محیط،آموزش و معنویت می باشد.به نظر می رسد این شکل اهمیت مدیریت استرس را در حفظ سلامت و تأمین رفاه بیان می کند(21).

یک سبک زندگی متعادل میتواند در مدیریت بهتر استرس به شما کمک کند. راهکارهای زیر کمک می کند که استرس خود را بهتر مدیریت نمایید: (نکات زیر همه از منبع22)

-         شبکه حمایتی از دوستان ایجاد کنید.این شبکه را گسترش دهید.در فعالیت های فوق برنامه از قبیل بازی در یک دسته دانشگاهی،ارتباط و عضویت در یک کلوپ دانش آموزی،نوشتن یک روزنامه دیواری در مدرسه و... شرکت کنید. یا یک فیلم کمدی در DVD Player قرار داده و برخی از دوستانتان را دعوت کنیدو در خندیدن با هم سهیم شوید.اینها راههای بزرگی برای دیدار دوستان جدید است.

-         فعال بمانید:.فعالیت منظم فیزیکی می تواند خلق و خوی شما را ارتقا داده و باعث کاهش افسردگی شود و احساس سلامتی تان را افزایش دهد

-         اگر  به دلیل مشکلات جسمانی  توان شرکت در باشگاههای ورزشی ، یوگا و استخررا ندارید می توانید هرروز پیاده روی کنید و یا در منزل به انجام حرکات نرمشی بپردازد

-         به یک مرکز مشاوره مراجعه کنید و نگرانی هایتان را با افرادی که در این حرفه کار می کنند در میان بگذارید.اگر آنها توصیه به درمان می کنند راهنمایی ها را دنبال کنید.

 

-         آگاه باشید که چه چیزهایی باعث استرس شده و چگونه باید در برابر آنها واکنش نشان داد. ممکن است که شما توانایی اجتناب از برخی از آنها را داشته باشید و بدانید که بقیه را چگونه مدیریت نمایید.

 

-         تمرین آرامش عضلانی(ریلکسیشن)و مراقبه(مدیتیشن) کمک می کند که استرس های خود را کنترل کرده و آرامش داشته باشید.

-         اگر شما در زمان بروز استرس دچار اختلال تنفسی می شوید باید راه تنفس راحت را بیابید. یوگا و مدیتیشن میتواند کمک خوبی باشد(22،21).

 

-         از موقعیت های استرس زا نظیر محیط هایی که در آن عوامل تنش زا ، تشنج آور و مشاجرات است اجتناب نمایید.تعطیلات پایان هفته زمانی است که ناخودآگاه به همه اینها پایان می دهد. تحقیقات نشان داده است که در اولین روز از هفته میزان بیماری های قلبی عروقی بیشتر از پایان هفته و تعطیلات است(21).

  کنترل استرس در محیط کار(23و24):

استرس های شغلی کارایی شما را تحت تاثیر قرار می دهند ومی توانند روی زندگی شخصی شما هم تاثیرگذار باشند. بنابراین یادگیری کنترل استرس درمحیط کار،هم درمحیط خانه وهم درمحیط کار به شما کمک می نماید.
کارشناسان پیشنهاداتی را برای کنترل استرس درمحیط کار ارائه کرده اند که عبارتند از:
• لیستی از وظایف اولویت بندی شده وکارهای متداول تهیه نمایید.
• اگراحساس ناتوانی ویا خستگی می کنید، به رئیس خود اطلاع دهید.
• مشکلات محل کارتان را همان جا بگذارید و آنها را به داخل منزل نیاورید.
• وقفه های کوتاهی را درساعات کاری روزانه تان بگنجانید، مخصوصا هنگامی که احساس می کنید استرس دارید.
• همواره میز کارخود را مرتب ومنظم نگه دارید.
• هنگامی که کار خودرا به خوبی انجام دادید، به خود پاداش دهید.
• تشخیص دهید که چه موقع باید به دنبال یک کارجدید بگردید

۲ اضطراب: که در قسمت مربوط به بیماری های شایع به آن پرداخته شده استو

  ۳-خشونت و پرخاشگری:

پرخاشگری یک رفتار و خشم یک هیجان است.پرخاشگری می تواند کلامی یا غیر کلامی باشد. در تعریفی خشونت به عنوان "استفاده عمدی از قدرت فیزیکی  به شکل واقعی یا تهدیدکننده تعریف می شود که ممکن است در برابر خود ، شخص دیگر ، علیه یک گروه و یا حتی جامعه باشد. اِعمال خشونت به دو شیوه جسمانی و کلامی است(4).

بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال 1996در مورد خشونت و سلامت ، خشونت به سه گروه عمده تقسیم می شود(4):

■ خشونت بر علیه خود: شخص در اثرخشونت به خود آسیب وارد می نماید، که شامل خودکشی و سوء استفاده از خود است (4).
■ خشونت فرد بر علیه دیگری که به دو دسته اصلی تقسیم می شوند : خشونت خانوادگی و خشونت بر علیه افرادی که فرد با آنها احساس صمیمت می کند که در محیط هایی از قبیل مدارس و محل های کار صورت می گیرد مانند  تجاوز جنسی توسط غریبه و...(5و4)
■ خشونت های جمعی به شکل های مختلف از جمله درگیری مسلحانه ، سرکوب ونقض حقوق بشراتفاق می افتد(4) .

     الف)پرخاشگری غیرکلامی

افرادی که از پرخاشگری استفاده می کنند، همواره خود را محق می دانند و اعتقاد دارند فرد مقابل با رفتاری که داشته، آنها را وادار به پرخاشگری کرده است . بارها شنیده ایم که گفته اند:{وقتی عصبانی می شوم کنترلی بر رفتارم ندارم ، همسرم باید مراقب باشد تا مرا عصبانی نکند} (11و5)این جمله تکراری هیچ گونه توجیه منطقی ندارد و هرگز قابل قبول نیست . موضوع ناراحت کننده تر اینکه چنین افرادی پس از اِعمال پرخاشگری عذر خواهی می کنند و توقع دارند به سرعت بخشیده شوند و همه چیز به حالت عادی باز گردد که این غیر ممکن است .ممکن است طرف مقابل ، پس از تلاش بسیار و گذر زمان ، مورد بخشش قرار گیرند ، ولی فراموش کردن رفتار پرخاشگرانه آن هم از نوع بدنی و فیزیکی ممکن نخواهد بود. پرخاشگر، یاد گرفته است هرزمان که دچار ناکامی یا ناراحتی شد ، از کتک زدن استفاده کند. همه ما می دانیم رفتار یاد گرفته شده را می توان کنار گذاشت. (11)

یکی از شایع ترین انواع پرخاشگری علیه زنان نوعی است که توسط شوهر و یا شریک جنسی صورت می گیرد و شامل اعمال فیزیکی،تجاوز،سوء استفادهء روانی،اجبار در مقاربت،محدود کردن دسترسی به اطلاعات،جداکردن فرد از خانواده،دوستان و... است(5).

عمده ترین مشخصه افراد پرخاشگر پایین بودن اعتماد به نفس و ناتوانی در برقراری یک ارتباط انسانی است. معمولاً افراد پرخاشگر، زمانی چنین رفتاری دارند که در وضعیت قدرت یا برتری باشند ؛  یعنی زمانی که فرد مقابل آنها قوی تر باشد ، پرخاشگری نخواهند کرد که این نشان می دهد افراد پرخاشگر ، حسابگرانه پرخاشگری می کنند . (11)

        ب)پرخاشگری کلامی

پرخاشگری کلامی رفتاری است که در آن ، یک نفر با کلام به فرد دیگری حمله می کند و او را مورد آزار و اذیت جسمانی یا روانی قرار می دهد. اگرچه بیان عصبانیت از حفظ آن بهتر است اما عصبانیت باید در یک راه مناسب بیان شود.آنچه درانجام این نوع  پرخاشگری بسیارآزار دهنده می باشد ، تحقیری است که نسبت به فرد مقابل صورت می گیرد.توجه داشته باشید اگر پرخاشگری از طرف یک شخص غریبه باشد ، شاید آن را فراموش کنید ، ولی این برخورد از سوی عزیزانتان یا افرادی که به شما نزدیک ترند اثرات مخرب بسیار قوی تر و ماندگار تری خواهد داشت . (11)

به یاد بسپارید شاید در مواقع بسیاری ، پرخاشگری های کلامی ، آسیب بیشتری می زنند.بیشتر حالت های انفجاری یا پرخاشگریهای کلامی حاصل مشکلات در ارتباط با دیگران است.این عصبانیت اغلب برای منجر به استرس می شود و می تواند مشکلات سلامتی جدی را به وجود آورد.

 

مقابله با پرخاشگری :وقتی عصبانی هستید کارهای زیر را انجام دهید:

اول این واقعیت را بپذیرید که عصبانی هستید.سپس تصمیم بگیرید که چه کاری می توانید درباره آن انجام دهید.گاهی ممکن است به این نتیجه برسید که نشان دادن واکنش پرخاشگرانه بیشتر به نفعتان است.اما در مواقع دیگر پاسخ انفعالی و غیرجرأتمندانه را انتخاب نمایید.نباید به بهانهء عصبانیت دست به اعمال پرخاشگرانه بزنید(10). یاد بگیرید چگونه و از چه راهی احساسات،نیازها و سلائق خود را بیان نمایید.از دیگران طلب کمک نمایید و درمورد احساساتتان و تلاشتان برای تغییر رفتارتان صحبت کنید.اگر در درک مشکلات دردسر دارید در هنگام عصبانیت آن را متوقف نمایید و دیگر به مشکلات فکر نکنید.تلاش کنید از دیگر لحاظ خود را در جای دیگری قرار دهید.چگونه خندیدن و شوخی و شوخ طبعی در موقعیت ها را یاد بگیرید.مهارت های خوب گوش دادن را تمرین کنید.گوش دادن می تواند به پیشرفت ارتباط شما کمک کند و می تواند باعث آسان تر شدن احساس اعتماد در بین مردم شود.یاد بگیرید که خود را اثبات کنید.احساساتتان را به آرامی، مستقیم و بدون حالت تدافعی و خصومت آمیز یا حمله ی هیجانی بیان کنید.از کتاب هایی که می تواند به شما در این زمینه کمک نماید استفاده کنید یا از درمانگران حرفه ای برای یادگیری چگونگی استفاده مطمئن از مهارت های مدیریت خشم مشورت بگیرید(11). برای آرام شدن از روش های خودآرام سازی،تخلیهء انرژی، جرأت ورزی،بیان احساسات و همدلی استفاده نمایید(10)

 

     ۴- استفاده نادرست از تکنولوژی های مدرن ارتباطی نظیر کامپیوتر،اینترنت و  بازی های رایانه ای: بازی‌های رایانه‌ای یکی از سرگرمی‌های کودکان، نوجوانان، جوانان و حتی بزرگسالان در عصر جدید است(13)که متأسفانه به لحاظ اینکه مغز کودکان و نوجوانان به سرعت در حال شکل گیری است و این بازی ها سبب تحریک ذهنی بیش از حد می شوند می توانند بر روی سلامت روانی کودکان اثر بگذارند.همچنین مشخص شده است که بازی های کامپیوتری خشن می توانند منجر به پرخاشگری در کودکان شوند(26)مخرب ترین بازی های تصویری،بازی هایی است که تصاویر آنها به طور مکرر بر صفحه ظاهر می شوند و کودک باید به تمام تصاویری که از برابر چشمان وی می گذرند،شلیک کند(13،26)زیرا علاوه بر مضر بودن برای چشم تنش روانی که ایجاد می کند می تواند منجر به اضطراب و افسردگی گردد(26).این نوع بازی ها در اروپا و آمریکا برای کاربران کمتر از 18 سال ممنوع اعلام شده است،اما متأسفانه در کشور ما کاربران کودک نیز از این بازی ها استفاده می کنند(13). به طور کلی پیشرفت تکنولوژی سبب متزلزل شدن روابط خانواده و دور شدن اعضای خانواده از یکدیگر ‌شده است.به طوری که هر یک از افرادخانواده به خاطر مشغول بودن به تماشای تلویزیون یا درگیر بودن با رایانه و بازی‌های رایانه‌ای، کمتر وقت می‌کنند با یکدیگر بنشینند و صحبت کنند. این خود باعث سرد شدن روابط بین والدین و فرزندان و به خطر افتادن صمیمیت و سلامت روان اعضای خانواده می شود به گونه‌ای که آنان کمتر حوصله یکدیگر را دارند.(13)

 

به طور کلی اثرات منفی بازی های رایانه ای شامل موارد زیر است:

1-کاهش میزان خلاقیت: تنبل شدن ذهن کودکان و نوجوانان در این بازی‌ها به دلیل این که کودک یا نوجوان با ساختنی‌ها و برنامه‌های دیگران به بازی می‌پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها را پیدا می‌کند اعتماد به نفس او متزلزل می شود.(25،26)

2- اعتیاد به بازی های رایانه ای : یکی از خطرناک‌ترین اثرات منفی بازی‌های رایانه‌ای ” اعتیاد “ به این بازی هاست که بیش از هر چیز کودکان و خصوصاً نوجوانان را تهدید می‌کند. این تهدید آن قدر جدی است که گاه منجر به مرگ می‌شود .آسیبهای روانی، افزایش خشونت و پرخاشگری در کودکان،منزوی کردن آنها ،افت تحصیلی و صدمات جسمانی (از جمله مشکلات بینایی ،اسکلتی و چاقی)از نتایج اعتیاد به بازی های رایانه ای است(13)

فواید استفاده از اینترنت و بازی های رایانه ای:

اینترنت و بازی‌های رایانه ای با رعایت پاره‌ای از موارد از جمله جلوگیری از دنبال کردن بازی‌های خشونت بار توسط کودکان و با انجام نظارت ازسوی والدین می‌توانند مفید باشند(26) اینترنت دارای سایت‌های متعدد آموزشی است و در زمینه آموزشی می‌تواند نقش مؤثری برای کودکان ایفا کند(13) آسان نمودن یادگیری، جلب توجه کودکان ، مؤثر واقع شدن در تقویت هوش کودکان (26) یادگیری مهارت حل مسئله‌، افزایش دقت دیداری وتفکر خلاق، امکان نقاشی‌ کردن بدون کثیف کردن لباس‌ها و اطراف، وارد کردن بچه‌ها در دنیایی که کنترلش در دست آنهاست و به همین دلیل آنها از این بازی لذت می‌برند، پر کردن اوقات فراغت کودکان ، کاهش زمان واکنش ، موثرواقع شدن در افزایش هماهنگی چشم-دست که این پیامد در بسیاری از فعالیت‌ها و مهارت‌های دستی مفید است(25،26)

حال که مزایا و معایب استفاده از بازی های رایانه ای را دانستید خوب است بدانید که نقش والدین در این زمینه چیست:

1.       والدین باید تا حدی با بازی‌های رایانه‌ای آشنا باشند و بدانند که هر بازی برای چه سنی مناسب است. برای این کار می‌توانند از کارشناسان کمک بگیرند.(13)

2.       والدین استفاده از برخی بازی‌های رایانه‌ای را برای فرزندان خود مجاز کنند(26)

3.       در خرید بازی‌های رایانه‌ای فرزندشان را راهنمایی کنند.(13)

4.       -از آسیب‌های بازی‌های رایانه‌ای مخرب برای فرزندشان صحبت کنند (13)

5.       به کودکان در ساعات معینی اجازهٔ انجام بازی‌های رایانه‌ای را بدهند(13،25)

6.        زمان بیشتری را در کنار فرزندان خود بگذرانند. هر قدر صمیمیت وارتباط صحیح بین فرزندان و والدین بیشتر باشد، زمینه استفاده از چنین بازی‌هایی کمتر فراهم می‌شود. پروفسور پیرسون، روانشناس آموزش شورای شهر بیرمنگام معتقد است: بهترین راه حل، خارج کردن رایانه از اتاق کودک است.(13)

7- گاهی والدین در انجام بازی‌های رایانه‌ای با کودکان خود همراه شوند و در مورد معایب و محاسن بازی‌ها با آنها بحث و تبادل نظر کنند(13)
8- کامپیوتر را در مکانی از منزل قرار دهند که بتوان فعالیت‌های کودک را تحت نظر داشت.(26،25)
9-به جای بازی های رایانه ای بازی‌های دسته جمعی اعضای خانواده می‌تواند به صمیمیت روابط آنان و ایجاد رقابت سالم در میان آنها کمک کند(26،25)

   ۵- استفاده بی رویه از تلویزیون

درست است که امروزه تلویزیون جایگاه مهمی در خانه ها باز کرده  است و به عنوان یک منبع مهم اطلاعات ،سرگرمی و وسیله ای جهت اشاعه فرهنگ ها و .. است اما بررسی ها نشان داده است که  تماشای بیش از حد تلویزیون در نوجوانی می تواند منجر به افسردگی در بزرگسالی شود و به دلیل بروز مشکلات توجه در توسعه علائم  ADHD(بیش فعالی در کودکان)کمک کننده باشد.در واقع والدین برای اینکه به جلوگیری از افسردگی کودکانشان در مراحل بعدی کمک نمایند باید نگران میزان تماشای تلویزیون روزانه نوجوانان خود باشند(26)تماشای بیش از حد تلویزیون همچنین می تواند باعث بروز مشکلات رفتاری ، مشکلات توجه،مشکلات یادگیری،نگرش منفی نسبت به مدرسه و مشکلات تحصیلی در کودکان شود(25) کودکانی که مشکلات رفتاری دارند در صورت منع یا محدودیت در تماشای تلویزیون وضعیت بهتری خواهند داشت (27)در بررسی دیگری مشخص شده است وجود تلویزیون در اتاق خواب بچه ها منجر به اختلال خواب و حواس،رفتار خشونت زا ،کاهش مهارت های اجتماعی و کاهش واکنش پذیری احساسی می شود.(27)

 آکادمی متخصصان اطفال آمریکا پیشنهاد میکند که کودکان زیر 2سال را از تماشای تلویزیون منع کرده و به کودکان بالای 2 سال هم بیش از 2 ساعت در روز اجازه تماشای تلویزیون ندهید..(27)

والدین باید در فراهم کردن سرگرمی ها و فرصت های تفریحی مثل کتاب نقاشی ، هنر و فعالیت های بیرون از خانه کوشش نموده و ضمن اینکه تعداد ساعات تماشای تلویزیون توسط کودک خود را کم کنند کودکان را از تماشای برنامه های خشونت زای تلویزیون منع نمایند.در مقابل  آنها را تشویق نمایند که  در طول هفته به تفریحات دیگر مانند فعالیتهای بیرون از خانه، بازی در پارک محله، مطالعات سرگرم کننده، مشغول شدن به کارهای خلاقانه مثل آثار هنری و جورچین روی آوردند(27)                   

۶- تفریحات ناسالم:عوامل زیادی از جمله گوش دادن به موسیقی های محرک با صدای بلند و در طول مدت زیاد،مصرف زیاد نوشیدنی های الکلی،شرکت در رخی پارتی ها و مجالس،مصرف داروهای روانگردان،استفاده از مواد مخدر و... را می توان به عنوان تفریح ناسالم در نظر گرفت .بسیاری از افراد نوشیدنی های الکلی را برای لذت بردن و تفریح،آرام سازی و نشان دادن اجتماعی بودن در یک جمع مصرف می نمایند و این کار باعث اثرات جانبی بسیاری می شود.متأسفانه بخش قابل توجهی از مصرف کنندگان نوشیدنی های الکلی مقداری از آنها را مصرف می نمایند که برای سلامتی بدن مضر می باشد به طوری که برای برخی از افراد مصرف الکل یکی از علل اصلی و معنادار مشکلات سلامتی است.در بسیاری از کشورها از جمله استرالیا الکل مسئول یک بار قابل توجهی از مرگ،بیماری ها،صدمات و حوادث است.صدمات و مشکلات مربوط به مصرف الکل فقط به مصرف کنندگان مربوط نمی شود بلکه بر خانواده و جامعه نیز تأثیر گسترده ای می گذارد.اجتناب از مصرف و رعایت حداقل میزان و تعداد دفعات مصرف در مصرف کنندگان این نوشیدی ها توصیه می گردد.(38)

 

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:55 ] [ منصوره مرادي ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ به منظورآشنایی عموم مردم با بهداشت روان تنظیم شده است.من منصوره مرادی دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش بهداشت دانشگاه شهید بهشتی زیر نظر استاد محترم خانم دکتر کشاورز اقدام به تهیه این وبلاگ نموده ام.کلیه مطالب این وبلاگ کاملاً علمی و از منابع معتبر از جمله سایت سازمان جهانی بهداشت می باشد.همچنین مطالب موجود در وبلاگ توسط گروه روانشناسی بالینی دانشگاه شهید بهشتی تایید شده است.امید است که مؤثر واقع شود.شما می توانید با ارائه نظرات خود در ارتقاء کیفیت این وبلاگ کمک کننده باشید. با تشکر
آرشيو مطالب
لینک های مفید